افكار ، اشعار و نوشته هاي گاه وبي گاه من
گفته بودی قاصدک ها تنها سفر می کنند و پرستوها با هم اما نگفتی قاصدکت باشم یا .. من چمدان سفر ندارم پای سفر هم ولی دلم می پرد در هوای تو معصومه خانی / پاییز ۹۰ دل.ن - نمی دانم کدام درد بزرگتر است ، دردی که آن را بی پرده تحمل می کنی یا دردی که به خاطر ناراحت نکردن کسی که دوستش داری توی دلت میریزی و تا ب می آوری. - یه حس غریبی دارم،با پاییز امسال بیگانه ام ،انگار دیگه طاقت سیلی های پاییز رو ندارم . كنار شبهاي من گذاشتي شايد فانوسي باشد به خانه اي دريغ ندانستي اين خانه را ماه هم روشن نمي كند معصومه خانی/تابستان ۹۰ پ. ن -بعضي وقت ها آدم كم مياره. كم به معناي واقعي كلمه! اين كه حس كني خالي شدي از همه چيز، واسه من وقتي اين حس مياد ،غمم باهاش مياره و مستقيم قلبم و نشانه مي گيره .اميدوارم اين حس سراغ شما نياد .... هيچوقت. هياهوي چشم هاي تو شبيه خوابهاي پريشان من است همان کابوس های سردرگم بي انتها كه گاه هيچ تعبيري ندارند و شب ها مرا رها نمي كنند ديگر به چشم هاي تو اعتمادي نيست وقتي مي خندند گريه مي كنند دروغ مي گويند و خوابهاي مرا آشفته.... كاش فكري به حال چشمهايت كني نازنين! معصومه خانی/تابستان ۹۰ پ. ن - بعضی از افراد به سرعت وارد زندگی ما می شو ند و به همان سرعت هم از زندگي ما بيرون مي روند، بعضي ها مي مانند و جاي پايشان را در قلب ما حك مي كنند و ما ديگر هيچگاه آن آدم قبلي نخواهيم بود. بهترينم ! بادست هاي دلت تاب مي خورم تو زندگي ودر تسخير لبخندت محو می شوم تا انتهاي بودن - در آرامشي - به شكل قلبت می بینی براي من همين جاي دنج كافي است تمام داشتني هايم سهم لبخند توست تو كه خورشيد را روي لب هايت كاشته اي! معصومه خانی/ بهار ۹۰ پ. ن - گر همسفر عشق شدی، پای سفر پاش - آنان که علی خدای خود پندارند،کفرش به کنار عجب خدایی دارند. میلاد مولود کعبه مبارک بارها سعی کرده ام شعری از دوست بنویسم اما نمی شود ، نمی شوداین همه حس خوب و دریایی را گنجاند در قالب ظرف کوچک شعر ،نمی گنجد .... دنیایی است این دوستی... دنیایی است ... . تو اوج افسردگی .... تو اوج نا امیدی و توا وج تمام اتفاقات بدی که ممکنه برای یه آدم تو زندگیش پیش بیاد ... همیشه و همیشه حرفهای امیدوارکننده یه دوست می تونه حداقل کمی شرایط و قابل تحمل کنه.. هرچند ندونه تو از چی ناراحتی .... این جملات و واسه این نوشتم که یادم باشه دوستای خوبی در کنارم دارم و به داشتن او نها به خودم می بالم و این نوشته تقدیم به همه ی شماست که معنای دوستی رو برام زنده کردید. دوست يعني اون جمله هاي ساده و بي منظوري كه مي گي و خيالت راحته كه ازش هيچ سوء تعبيري نميشه. دوست يعني يه دل اضافه داشتن براي اينكه بدوني هر بار دلت مي گيره يه دل ديگه هم دلتنگ غمت مي شه. دوست يعني وقت اضافه... يعني تو، هميشه عزيزي حتي تو وقت اضافه! دوست يعني تنهايي ها مو مي سپرم دست تو،چون شك ندارم مي فهميش...... دوست يعني يه راه دو طرفه، يه قدم تو... يه قدم من... اما بدون شمارش و حساب و كتاب. دوست يعني من از بودنت سر بلندم ، نه سربه زير وشرمنده. يعني اگه هستي هميشه هستي و كنار همه با مني، نه به شرط خلوت و تنهايي..... دوست يعني تو نماينده مني، حتي اگه نباشم.... حتي اگه نباشي..... دوست يعني صادقم، يعني بي ريام، يعني به روياهاي مشترك به يه اندازه فكر مي كنم..... يعني گاهي من دستت و مي گيرم و گاهي تو با من تاتي تاتي مي كني....... دوست يعني اينكه نبينم دلتنگ باشي و نبينم براي دردو دل كردن، روزات صرف شمارش دقيقه و ساعت بشه تا شنونده حرفهاي ساده و شايد تكراري ات باشم.... دوست يعني كم نيار و جا نزن تا وقتي حواسم به توئه.....يعني باكي نداشته باش از سختي و تلخي و بي رحمي روزگار.... يعني دعاي من هميشه همراه توئه.... دوست يعني....... دل . ن -هر وقت بخواهي هستم هر وقت بخواهم هستي؟ -كاش مي شد بعضي لحظه ها يي كه به پاي دوست ...... سوخت و پس گرفت و جزء روزهاي زندگي به حساب نياورد ، اين جوري شايد كم تراحساس ...... - جا هاي خالي ها رو خودتون پر كنيد ، از نوشتن كلماتي با بار منفي بيزارم. - مديونيد اگه فكر كنيد اين نوشته های رنگی واسه خودمه، اين ها دست نوشته هاي يه دوست ماهه با اندكي دخل و تصرف 


![]()
![]()
| Design By : Pars Skin |
